۱۳۹۴ آبان ۲۰, چهارشنبه

ملت جو گیر

دریاچه ارومیه «خشک» میشه کسی صداش در نمیاد!
احمدی‌نژاد، سد گتوند پر آب ترین رودخانه کشور رو تبدیل به آب نمک میکنه کسی بهش بر نمیخوره!،
تو کشوری که از صبح تا شب راجع به خشکسالی صحبت میشه ۲ سانت بارون میاد یه شهر میره زیر آب کسی به شعورش بی احترامی نمیشه!
۱۰۰۰ میلیارد ۱۰۰۰ میلیارد «پول مردم» گم میشه همه همدیگرو نگاه میکنن!
مؤسسه مالی پول مردم رو رسما می خوره بعد میگن غیر مجاز بوده!!! هیچ کس بهش بر نمیخوره! (یکیش در همون آذربایجان بوده مؤسسه پیک رحمت). چهار نفرم که اعتراض میکنن میوفتن زندان به خودشون و خانوادشون شدیدترین بی احترامیها میشه هیچکس به هیچی حسابش نمیکنه!
بعد تو یه برنامه تلوزیونی برای «کودکان» یه طنز! یعنی شوخی، نمایش داده میشه «راهپیمایی» میشه، موج درست میشه!! کارشناس میاد نظر میده!!
جالب که «هر روز» از این طنزها و حتی با خلوص خیلی بیشتر در بین مردم کوچه و بازار در جریانه!!
و از همه بدتر طبقه روشنفکر، روزنامه نگار، فعال سیاسی اجتماعی یا هر چیز دیگه این موضوع رو بیشتر برجسته میکنه!!!
واقعا ما تا کی می خوایم موج سواری کنیم؟
تاکی می خوایم برای چهارتا لایک فیسبوک با زندگی آدما بازی کنیم!
آقاجان میدونی قطع این برنامه یعنی چی یعنی ۱۰-۲۰ نفر از کار و زندگی میوفتن. این ۱۰-۲۰ نفر هیچ کدومشون از مسؤلین نظام مقدّس نیستنا اتفاقا از همین مردم عادی هستن.
آقا، خانوم، هموطن آذری! روشنفکران گرامی! فعالین سیاسی! دریاچه ارومیه خشک شده همه زمینهای مردم تبدیل به شوره زار میشه. اگر وضع همین جوری پیش بره تا ۷-۸ سال دیگه مردم آذربایجان مجبور میشن از سرزمین آبا و اجدادیشون مهاجرت کنند.
اگر می خواد بهتون بر بخوره، غیرتی بشید برای این چیزها غیرتی شوید، لطفا!!!


۱۳۹۴ آبان ۱۶, شنبه

پاپ منکر جهنم شد



رهبر کاتولیک‌های جهان اعلام کرد: کلیسا دیگر به جهنمی که انسانها در آن زجر بکشند اعتقادی ندارد!

رهبر کاتولیک‌های جهان اعلام کرد: کلیسا دیگر به جهنمی که انسانها در آن زجر بکشند اعتقادی ندارد!
به گزارش شفقنا، پاپ فرانسیس- پاپ کلیسای کاتولیک روم- در خطبه‌ای که در آن تعجب همگان را برانگیخت اعلام کرد: کلیسای کاتولیک دیگر به جهنم معتقد نیست؟ زیرا این موضوع با عشق خداوندی تعارض دارد و آدم و حوا داستانی بیش نیستند.
پاپ در آخرین خطاب خود تاکید کرد: ما با تفکر و دعا فهم جدیدی از برخی عقاید به دست آوریدم؛ کلیسا دیگر به جهنم اعتقادی ندارد، زیرا اعتقاد به این موضوع، عشق الهی را زیر سؤال می‌برد. همچنین خداوند قاضی نیست؛ بلکه دوستدار بشریت است.
وی در ادامه تصریح کرد: خداوند قصد محکومیت کسی را ندارد، علاوه بر آن داستان آدم وحوا تنها یک اسطوره است و جهنم تنها کنایه‌ای از روح تنها است.
پاپ فرانسوا با بیان اینکه تمام ادیان صحت دارند زیرا از قلب تمام افرادی سرچشمه گرفته‌اند که به وجود خداوند ایمان دارند، تصریح کرد: کلیسا در گذشته در مورد برخی مسایل اخلاقی به شکل نادرستی برخورد می‌کرد، اما امروز به نقش خود به عنوان قاضی پایان داده و آغوش خود را به روی تمام گروه‌های مختلف از جمله همجنس‌گرایان، لیبرالیست‌ها، محافظه‌کاران، کمونیست‌ها و طرفداران سقط جنین گشوده و از آنان می‌خواهد به آن بپیوندند؛ زیرا همگی خداوند را دوست داریم و همگی یک خدای واحد را می‌پرستیم.
وی در ادامه تاکید کرد: وقت آن رسیده است که تعصب را کنار بگذاریم و اعلام کنیم که حقیقت دین قابلیت تغییر و پیشرفت دارد، به طوری که حتی بی‌دینان و کافران نیز با دیدن محبت الهی؛ وجود الله را به رسمیت بشناسند و بعد از آن روح خود را خالص کنند.
پاپ فرانسیس با اشاره به این که انجیل کتاب مقدس مسیحیان است؛ بیان کرد: با وجود آن‌که انجیل کتاب زیبایی است، اما در آن کلمات و عباراتی وجود دارد که همگان را به تعصب و محاکمه دعوت می‌کند، در حالی که زمان آن رسیده است تا این بخش‌ها مورد بازبینی قرار گیرند!وی در ادامه اظهار امیدواری کرد در آینده یک زن به مقام پاپی برسد


۱۳۹۴ آبان ۱۱, دوشنبه

داشتم فکر میکردم.....

چرا باید بین زندگي دو نفر در دو گوشه ی دنیا اینقدر تفاوت باشد .
ما تو مدرسه هایمان هیچوقت کلاس رقص و باله نداشته ایم
هیچوقت کارگاه نجاری نداشته ایم
ما هیچوقت کلاسی با تمامی آلات موسیقی نداشته ایم
ما هیچوقت در سلف مدرسه نچرخیده ایم تا در ظرفهایمان خوراکی های خوش آب و رنگ بریزند.
تا با اکیپمان میزی را اشغال کنیم
و از پسر خوش قیافه ی تازه وارد یا درمورد  دختر مشهور و باهوش مدرسه صحبت کنیم
ما هیچوقت پارتی آخر سال نداشته ایم
ما هیچوقت روز اخر مدرسه کلاه هایمان را به هوا نینداخته ایم
ما همیشه بازخواست شده ایم ، برای ناخن هایمان ،برای موهایمان برای ...
ما هرگز نفهمیدیم تمیز بودن صورت چه منافاتی با شخصیت آدم دارد؟؟ ما پدرمان در آمد بس که موهایمان را ازته تراشیدیم و اوج گرما لباس های سرتاپا تیره پوشیدیم دختران مان زیر مقنعه عرق ریختند..
ما هرگز نفهمیدیم جنس مخالف شاخ و دم ندارد
و مثل ما ادم است
و میتوان با او بدون فکرها و نیت های شوم دوست شد،
و به او اعتماد کرد
راستش جنس مخالف هم هرگز این را نفهمید.
ما شیرین ترین روزهای نوجوانی مان با کابوس کنکور هدر رفت
بهترین روزهای جوانیمان با سربازی..
ولی کسی به ما نگفت تو دیگر ۱۷ ساله نمیشوی
ما قربانی خواسته هایي شدیم که پدر و مادرمان هرگز به آن نرسیدند!
هیچکس به ما نگفت جامعه هنرمند بیشتر میخواهد تا مهندس.
هیچکس نفهمید شب ها با رویای ساز یا بوم نقاشی به خواب میرویم.
هیچکس به ما نگفت موفقیت پزشکی و مهندسی و وکالت نیست.. و هیچوقت نفهمیدیم انسان بودن ربطی ندارد به با کدام پا وارد دستشویی شدن
و...
هیچکس به ما یاد نداد  عاشق شدن را ......


۱۳۹۴ آبان ۵, سه‌شنبه

احمدی نژاد چگونه بود.....

موضوع انشاء ؛ احمدی نژاد چگونه بود ؟

احمدی نژاد فرستاده خدا بود
احمدی نژاد بد نبود
احمدی نژاد ظالم نبود
احمدی نژاد اشتباهی بود!
احمدی نژاد مسعود شصت چی بود!
با همه دردسرآفرینی هایش شیرین بود.!
احمدی نژاد به ما فهماند که ما مردم ساده و بی اطلاعی هستیم!!
احمدی نژاد به ما فهماند اگر دکل نفتی هم مفقود شود،هیچکسی صدایش در نمی آید!!
به ما فهماند که می شود هزاران میلیارد اختلاس شود و آب از آب تکان نخورد!!!
احمدی نژاد به ما نشان داد که اگر تحریم ها برای مردم بد باشد برای مسئولین خوب است و بهانه ای است برای چاپیدن بیشتر مردم...
به ما ثابت کرد که او هر چقدر بد باشد ما بی تفاوت فقط می نشینیم و تماشایش می کنیم
به ما ثابت کرد که چرخ این مملکت بدون رئیس جمهور هم میچرخد. قانون چیه ؟ مجلس کیه؟
به ما ثابت کرد که اگر بودجه یکسال مملکت را شش ماه از سال گذشته هم میتوان تحویل مجلس داد و هیچ اتفاقی هم نیافتد.
او تمام سعی خود را کرد تا به ما بفهماند هم خودش هیچکاره است هم ما!
او می خندید و به راحتی قوانین را دور می زد تا ثابت کند قانونی وجود ندارد و قانون گذاران در مجلس به جای قانونگذاری کار دیگری می کنند!
خنده های احمدی نژاد بی معنی نبود!
ای کاش چیزهایی بیشتری را نشانمان می داد.!
اینجا ایران است.
ملتی بامغز بر باد رفته،
ملتى که تا کربلا پیاده راه میروند اما از روی پل عابر رد نمیشوند!


موضوع انشاء ؛ احمدی نژاد چگونه بود ؟

احمدی نژاد فرستاده خدا بود
احمدی نژاد بد نبود
احمدی نژاد ظالم نبود
احمدی نژاد اشتباهی بود!
احمدی نژاد مسعود شصت چی بود!
با همه دردسرآفرینی هایش شیرین بود.!
احمدی نژاد به ما فهماند که ما مردم ساده و بی اطلاعی هستیم!!
احمدی نژاد به ما فهماند اگر دکل نفتی هم مفقود شود،هیچکسی صدایش در نمی آید!!
به ما فهماند که می شود هزاران میلیارد اختلاس شود و آب از آب تکان نخورد!!!
احمدی نژاد به ما نشان داد که اگر تحریم ها برای مردم بد باشد برای مسئولین خوب است و بهانه ای است برای چاپیدن بیشتر مردم...
به ما ثابت کرد که او هر چقدر بد باشد ما بی تفاوت فقط می نشینیم و تماشایش می کنیم
به ما ثابت کرد که چرخ این مملکت بدون رئیس جمهور هم میچرخد. قانون چیه ؟ مجلس کیه؟
به ما ثابت کرد که اگر بودجه یکسال مملکت را شش ماه از سال گذشته هم میتوان تحویل مجلس داد و هیچ اتفاقی هم نیافتد.
او تمام سعی خود را کرد تا به ما بفهماند هم خودش هیچکاره است هم ما!
او می خندید و به راحتی قوانین را دور می زد تا ثابت کند قانونی وجود ندارد و قانون گذاران در مجلس به جای قانونگذاری کار دیگری می کنند!
خنده های احمدی نژاد بی معنی نبود!
ای کاش چیزهایی بیشتری را نشانمان می داد.!
اینجا ایران است.
ملتی بامغز بر باد رفته،
ملتى که تا کربلا پیاده راه میروند اما از روی پل عابر رد نمیشوند!


۱۳۹۴ آبان ۴, دوشنبه

تقلید

ﺣﺪﻭﺩ ﺷﺼﺖ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﯾﮏ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﺘﺎﺋﯽ ﺭﺳﯿﺪ. ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ
ﻣﺴﺠﺪ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺁﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ
ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﻋﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻣﯽ
ﺗﻮﺍﻧﺪ ﭘﯿﺶ ﻧﻤﺎﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺑﺎﺷﺪ .
ﮐﺪﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﻮﺩ ﻧﻤﺎﺯ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺍﺻﻮﻻ
ﺩﺭ ﻋﻤﺮﺵ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ
ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﺷﺖ ﺍﺳﺖ،
ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺑﺪﻫﺪ، ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﮐﺮﺩ.
ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺁﻣﺪﻥ
ﭘﯿﺶ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺷﺮﺡ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻗﻮﺍﻋﺪ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺖ
ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﺍﻋﺪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ؟
ﻧﮕﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻮﺍﺏ ﮐﺪﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ . ﺩﺳﺖ ﺁﺧﺮ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ
ﭘﯿﺮﺗﺮﯾﻦ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﮔﻔﺖ : ‏«ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﯼ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺧﻮﺩﺕ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻠﺪ ﺑﺎﺷﯽ، ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ
ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ ﻧﻤﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻣﺎ ﻫﻢ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﮐﻨﯿﻢ . ‏»
ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺣﻞ، ﺧﯿﺎﻝ ﻫﻤﻪ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻗﺎﻣﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ
ﻣﺴﺠﺪ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﻣﺮﺩ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺟﻠﻮﯼ ﺻﻒ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﻭ
ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﺵ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻧﺪ.
ﺁﻗﺎ ﺩﺳﺘﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﯿﺦ ﮔﻮﺵ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺍﯼ ﮐﺮﺩ، ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ
ﺩﺳﺘﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺩﻗﯿﻘﻦ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﺁﻗﺎ ﭼﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ،
ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﭘﭻ ﭘﭽﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺁﻗﺎ ﺩﺳﺘﻬﺎ ﺭﺍ ﭘﺎﺋﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺖ :
ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ.
ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ ﺫﻭﻕ ﺯﺩﻩ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪﻧﺪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ : ﺍﻟﻠﻪ
ﺍﮐﺒﺮ .
ﺑﺎﺯ ﺁﻗﺎ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﭼﯿﺰﯼ ﺧﻮﺍﻧﺪ، ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﻧﺪ. ﺁﻗﺎ
ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺯﺍﻧﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﮔﻔﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ
ﺩﺳﺘﻬﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺯﺍﻧﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺁﻗﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ
ﺳﺮﭘﺎ ﺷﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ، ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ ﺳﺮﭘﺎ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ :
ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮ.
ﺁﻗﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﭼﯿﺰﻫﺎﺋﯽ ﺯﯾﺮﻟﺐ ﮔﻔﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ ﺭﻭﯼ ﺧﺎﮎ
ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﺮﮐﺪﺍﻡ ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺁﻗﺎ ﺩﻭ ﺯﺍﻧﻮ
ﻧﺸﺴﺖ، ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ ﺩﻭ ﺯﺍﻧﻮ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ . ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺎﯼ ﺁﻗﺎ ﺩﺭ
ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﭼﻮﺏ ﮐﻒ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻋﺮﺑﺪﻩ ﺯﺩﻧﺪ :
ﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺥ .
ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ ﺫﻭﻕ ﺯﺩﻩ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ: ﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺁﺥ .
ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻼﺵ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺧﻼﺹ
ﮐﻨﺪ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﭗ ﻭ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺶ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ
ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻻﯼ ﺩﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﭼﻮﺏ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﺪ، ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ
ﭼﭗ ﻭ ﺭﺍﺳﺖ ﺧﻢ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﻒ ﺯﻣﯿﻦ ﺿﺮﺑﻪ
ﻣﯿﺰﺩﻧﺪ .
ﺁﺧﻮﻧﺪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪ : ‏« ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﺮﺱ .«!! ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﻪ
ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻩ ﺧﺪﺍ ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .
ﺁﻗﺎ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪ : ‏«ﺍﯼ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯼ ﻧﻔﻬﻢ ﻣﮕﺮ ﮐﻮﺭﯾﺪ ﻭ ﻭﺿﻌﯿﺖ
ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ؟ ‏» ﻣﺮﺩﻡ ﻫ
ﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻗﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺭﺍ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﯿﺰﺩﻧﺪ.
ﺁﻗﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﭼﻨﮓ ﻣﯽ ﺯﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﯾﺎﺭﯼ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ،
ﻣﺮﺩﻡ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﭼﻨﮓ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﯾﺎﺭﯼ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ.
ﺑﺎﺭﯼ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺩﻗﯿﻘﻪ، ﺁﻗﺎ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﻼﺹ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ
ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﭘﯿﭽﯿﺪ، ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ
ﺑﯽ ﻫﻮﺵ ﺷﺪ. ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻫﻢ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻢ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ
ﺯﻣﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ ﻭ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﺎﻧﺪﻧﺪ ﺗﺎ ﺁﺧﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﺁﻣﺪ .
ﺁﻥ ﻣﺮﺩ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﭼﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﺘﺎﯼ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ
ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ .
ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﻧﻤﺎﺯ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ
ﺍﺳﺖ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﭼﻮﻥ ﺫﮐﺮﻫﺎﯼ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﻠﻪ ﺍﮐﺒﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﻩ
ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺍﻧﺘﻬﺎﯼ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﻫﺮﭼﻪ
ﺑﺎ ﺷﮑﻮﻩ ﺗﺮ ﺑﺮﮔﺰﺍﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﮐﺘﺎﺏ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ
ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺁﺧﺮ ﻧﻤﺎﺯﺷﺎﻥ ﭼﺎﭖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ .
ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﺎﺕ ﺟﺰﺋﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ
ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﺩﻭ ﻓﺮﻗﻪ ﺗﻔﮑﯿﮏ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﺑﺮﺧﯽ
ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﮓ ﺯﺩﻥ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ، ﮐﻔﭙﻮﺵ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﭼﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ،
ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ، ﭼﻨﮓ ﺑﺮ ﻫﺮﭼﯿﺰﯼ ﺟﺎﯾﺰ ﺍﺳﺖ. ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻣﺪﺕ
ﺑﯿﻬﻮﺷﯽ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯ ﺭﺍ ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﮐﻨﯽ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮ ﻣﯽ
ﺷﻮﯼ ﻭ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻣﻬﻢ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺑﯿﻬﻮﺷﯽ ﺳﺖ ﻧﻪ ﻣﺪﺕ ﺁﻥ .
ﺑﺎﺭﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺟﺰﺋﯿﺎﺕ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﻠﯿﺖ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ
ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻋﺪﻩ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺮﺟﻊ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﮐﻨﻨﺪ ...


۱۳۹۴ آبان ۳, یکشنبه

اگر یزید رونامه کیهان داشت

؛ فردای عاشورای سال ٦١ هجری، چه مینوشت: خروش ملت همیشه در صحنه اسلام، دیروز یکبار ديگر امواج سهمگین فتنه را درهم پیچید. دیروز صحرای کربلا شاهد حماسه حضور هزاران فدایی خلیفه مسلمین بود که در چشم بهم زدنی، طومار فتنه و فتنه گران را درهم پیچیدند. فدائیان ولایت چنان درسی به حسین و برادرش عباس دادند که تا سالهای سال، احدی به فکر ضدیت با اصل نظام نیفتد. شعار غالب دیروز در صحراي کربلا: مرگ بر ضد ولایت یزید، و مرگ بر فتنه گر اجنبی بود، که آسمان کربلا را میشکافت و به عرش اعلی میرسید. سردار رشيد اسلام؛ شمر ابن ذی الجوشن، که از مدارای بزرگوارانه ولی امر مسلمین جهان با سران فتنه، صبر انقلابیش به سر آمده بود، سر حسین را از پیکرش جدا کرد و کار فتنه گران را به پایان رسانید. البته بازماندگان فتنه؛ بویژه زینب ( خواهرحسین) همچنان به تبلیغات سوء و انحرافی از وقایع عاشورا روی آورده و با بزرگنمایی سعی در غیرواقعی نشان دادن حوادث عاشورا دارند؛ که مطمئنا مردم همیشه در صحنه کوفه و کربلا اجازه هیچگونه تحرکی را به او و دیگر فتنه گران مزدور خارجی نخواهند داد !!!!...🌷


۱۳۹۴ مهر ۳۰, پنجشنبه

کار امریکا بود .......؟

ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻋﺮﺍﻕ،ﮐﺸﺘﺎﺭ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ،ﮐﺸﺘﺎﺭ ﺳﻮﺭﯾﻪ ﻭ ﮐﺸﺘﺎﺭ
ﯾﻤﻦ ﻭ ﻟﯿﺒﯽ ﻭ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﻣﺼﺮ ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ
ﺑﺪﺑﺨﺖ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ، ﺗﻨﻬﺎ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ یک ﺩﻟﯿﻞ ﺩﺍﺭﺩ:
ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ! .
.
ﺁﺧﻪ مؤمن ، ﺍﻭﻧﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﺷﯿﻌﻪ ﻭ ﺳﻨﯽ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ
ﺭﻭ ﻣﯽ ﮐﺸﺘﻦ ﺗﻮ ﺟﻨﮕﻬﺎﯼ ﺻﻔﻮﯼ ﺷﯿﻌﻪ ﻭ ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ
ﺳﻨﯽ،ﺍﺻﻼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﮐﺸﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ؟؟؟
.

ﺍﻭﻧﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ، ﺗﻮی ﺯﯾﺎﺭﺕ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﻣﯿﮕﯽ ﻟﻌﻦ ﺑﺮ ﻋﻤﺮ
ﻭ ﺍﺑﻮﺑﮑﺮ ﻭ ﻋﺜﻤﺎﻥ ﺍﻭﻧﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﺳﻨﯽ ﻫﻢ ﻣﯿﺎﺩ ﺩﺭ
ﻋﻮﺽ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻣﯿﮑﺸﻪ،ﮐﺎﺭ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻠﻪ؟؟!!
.

ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﮐﻪ ﻋﻤﻮﺯﺍﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﻋﺒﺪﻣﻨﺎﻑ
‏( ﺑﻨﯽ ﻫﺎﺷﻢ ﺑﺎ ﺑﻨﯽ ﺍﻣﯿﻪ,ﻣﺤﻤﺪ ﺑﺎ ﺍﺑﻮﺳﻔﯿﺎﻥ ﺩﺭ
ﺟﻨﮕﻬﺎﯼ ﺑﺪﺭ ﻭ ﺍﺣﺪ,ﻋﻠﯽ ﺑﺎ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ
ﺻﻔﯿﻦ, ﯾﺰﯾﺪ ﺑﺎ ﺣﺴﯿﻦ ﺩﺭ ﻧﺒﺮﺩ ﮐﺮﺑﻼ, ﺯﯾﺪ ﺑﺎ
ﻫﺸﺎﻡ,ﯾﺤﯿﯽ ﺑﺎ ﻭﻟﯿﺪ, ﯾﺰﯾﺪ ﺳﻮﻡ ﺑﺎ ,...‏)
ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ ﺭﻭ ﺗﮑﻪ ﺗﮑﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺳﺮ ﻣﯽ ﺑﺮﯾﺪﻧﺪ,
ﮐﺎﺭ ﻣﻮﺳﺎﺩ ﺍﺳﺮﺍﯾﯿﻞ ﻭ ﺳﯿﺎﯼ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻭ ﺍﻡ ﺁﯼ ۶
ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﻪ؟!
.

ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺩﻋﻮﺍﯼ ﻋﺎﯾﺸﻪ ﻭ ﻋﻠﯽ ‏( ﺯﻥ ﻭ ﺩﺍﻣﺎﺩ
ﻣﺤﻤﺪ ) ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﺟﻤﻞ ﺩﻫﻬﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﻦ
ﺩﺍﺩﻧﺪ, ﮐﺎﺭ ﮐﺎﻓﺮ ﻫﺎ ﯼ ﺑﯽ ﺩﯾﻦ ﻧﺠﺲ ﺑﻮﺩ؟؟!
.

ﺍﻭﻧﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺷﯿﻌﻪ ﺑﻪ ﻋﺎﯾﺸﻪ ‏(ﺯﻥ ﺧﺮﺩﺳﺎﻝ
ﻣﺤﻤﺪ‏) ﻣﯿﮕﯽ ﻓﺎﺣﺸﻪ، ﻭ ﯾﮏ ﺳﻨﯽ ﺗﻮ ﺯﺍﻫﺪﺍﻥ ﺑﻪ
ﺧﻮﺩﺵ ﺑﻤﺐ ﻣﯿﺒﻨﺪﻩ ﺗﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﺑﮕﯿﺮﻩ،ﮐﺎﺭ
ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﻪ؟؟
ﺁﺧﻪ ﻓﺮﺍﻓﮑﻨﯽ ﺗﺎ ﮐﺠﺎااﺍ؟؟؟؟
.

ﺍﻭﻧﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺗﻮ ۱۱۰ ﻏﺰﻭﻩ ﻭ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﯾﻪ ‏( ﺍﺯ
ﺑﺪﺭ ﻭ ﺍﺣﺪ ﻭ ﺧﻨﺪﻕ ﻭ ﺍﺣﺰﺍﺏ ﻭ ﻣﻮﺗﻪ ﻭ ...‏) ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ
ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﻣﯽ ﮐﺸﺖ ﺍﺻﻼ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺖ؟؟؟
.

ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﮐﻪ ﺗﻮﯼ ﺷﯿﻌﻪ ﻭﻓﺎﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﻭ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ
ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﺍﯾﺎﻡ ﻓﺎﻃﻤﯿﻪ ﺍﺧﺘﺮﺍﻉ ﻣﯿﮑﻨﯽ !
ﮐﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﻤﺮ‏ ( ﻣﺤﺒﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﺷﺨﺺ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ
ﺳﻨﯽ ﻣﺬﻫﺐ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺤﻤﺪ ‏) ﻗﺎﺗﻞ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ
ﺍﺳﺖ!!! ﻭ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺳﻨﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺭﺍﻓﻀﯽ ﻭ ﻓﺮﻗﻪ
ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﯽ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﯼ ﻣﻬﺪﻭﺭ ﺍﻟﺪﻡ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ !
ﺗﻘﺼﯿﺮ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﻪ؟
.
.
ﺍﻭﻧﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﺍﺑﻮﺑﮑﺮ ﻭ ﻋﻤﺮ ﻭ ﻋﺜﻤﺎﻥ ﻭ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺣﺴﯿﻦ
ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺭﻭﻡ ﻭ ﻣﺼﺮ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﺜﻼ ﺗﻮ ﻧﺒﺮﺩ
ﻗﺎﺩﺳﯿﻪ ۶۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻨﺪ،ﮐﺎﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻮﺩ؟؟؟
.

ﺍﻭﻧﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﺍﺑﻮﺑﮑﺮ ﺗﻮ ﺟﻨﮕﻬﺎﯼ ﺍﺭﺗﺪﺍﺩ ﮔﺮﺩﻥ ﻧﺎﺑﺎﻭﺭﺍﻥ
ﺑﻪ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺯﺩ ﭼﯽ؟؟؟
ﯾﺎ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﺩﺍﺩﻥ ﻋﻠﯽ ﺑﻪ ﻋﻤﺮ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﺩﺭ ﺧﻄﺒﻪ ۱۴۶ ﻧﻬﺞ ﺍﻟﺒﻼﻏﻪ .
ﺍﻭﻧﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﺪ ﺑﻦ ﻭﻟﯿﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺁﺳﯿﺎﺏ
ﭼﺮﺧﺎﻧﺪ ﮐﺎﺭ ﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺑﻮﺩ؟
.

ﺍﻭﻧﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﻋﻠﯽ ﺗﻮ ﮐﺸﺘﺎﺭﻫﺎﯼ ﺟﻤﻞ؛ﻭ ﻧﻬﺮﻭﺍﻥ ﻭ
ﺻﻔﯿﻦ ﻭ ﻗﯿﺎﻡ ﻫﺎﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ‏( ﺭﯼ،ﺧﺮﺍ
ﺳﺎﻥ،ﻓﺎﺭﺱ،ﮐﺮﻣﺎﻥ،ﺷﻬﺮ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭ ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ
ﻭ ...،ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﭼﯽ؟؟؟
.

ﺍﻭﻧﻮﺧﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺳﺎﻝ ۳۰ ﻫﺠﺮﯼ ﺣﺴﯿﻦ ﻭ ﺣﺴﻦ ﺑﻪ
ﺳﺮﮐﺮﺩﮔﯽ ﺳﻌﯿﺪ ﺑﻦ ﻋﺎﺹ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻟﺸﮕﺮ ﮐﺸﯿﺪﻧﺪ ﻭ
۳۰ ﻫﺰﺍﺭ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺭﻭ ﺩﺭ ﻃﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ‏( ﺗﭙﻮﺭﺳﺘﺎﻥ.. ﺷﻤﺎﻝ
ﺍﯾﺮﺍﻥ ‏) ﻗﺘﻞ ﻋﺎﻡ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﭼﯽ؟؟؟
.

ﺍﻣﻮﯾﺎﻥ ﻭ ﻋﺒﺎﺳﯿﺎﻥ ﻭ ﻏﺰﻧﻮﯾﺎﻥ ﻭ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﯿﻌﻪ ﻭ
ﺳﻨﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﻐﺪﺍﺩ ﻭ ﻣﺮﻭ ﻭ ﺳﺒﺰﻭﺍﺭﻭ ﮐﺎﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻪ؟
ﮐﺎﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻮﺩ؟


۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

آزادی بیان و دموکراسی چیست؟

احتمال اینکه با شنیدن کلماتی مانند «آزادی بیان» و یا «دموکراسی» ناخودآگاه به یاد تعریف آخوندی و جهان سومی آن یعنی  احترام به حقوق دیگران  بیفتید زیاد است. یا اینکه ممکن است از بعضی هموطنان مبارز شنیده باشید دموکراسی یعنی هر کسی خواست نمازش رو بخونه هر کسی هم خواست بره مشروب بخوره و… از این قبیل تعاریف اشتباه.

در این نوشته سعی دارم کمی در مورد معانی جهانی و واقعی این دو کلمه توضیح بدم و اینکه اصولا چرا آزادی بیان به هیچ عنوانی تبصره پذیر نبوده و نخواهد بود.

کلمه دموکراسی که تشکیل شده از «دمو» به معنای مردم و «کراسی» به معنای سیستم یا دولت یا اداره میباشد و هیچگونه ربطی به آزادی بیان نداشته و تنها به این معنیست که اکثریت مردم  یک جامعه به وسیله رای قوانین و سیاستهای جامعه رو تعیین میکنند.

و اما کلمه آزادی یا آزادی بیان که در جوامع پیشرفته و مدرن همراه با دموکراسی و جزئی از آن به شمار میرود یک تعریف بیشتر ندارد و بسته به قانون اساسی کشورهای مختلف تا حدودی متفاوت هست ولی یک تعریف نسبتا مشترک بین تمام جوامع بشری متمدن چیزی شبیه به این میباشد: هر شخص آزاد است تا به وسیله قلم یا شفاها هر گونه نظری در هر مورد و به هر شکل بیان کند.

همانطور که توجه میکنید، در این تعریف عناصر محدود کننده به صورت تبصره جایی ندارند. حال تصور کنید که به تعریف بالا این عبارت رو اضافه کنیم: تا زمانی که به عقیده دیگران توهین نشود.

حال اگر بپذیریم که این تعریف آزادی بیان است، چه کسی باید تعیین کند که توهین صورت گرفته و یا صورت نگرفته؟ شخص گوینده، شنونده و یا حاکمیت؟ آیا عملا امکان دارد که حق آزادی بیان را به رسمیت بشناسیم و در عین حال انتظار داشته باشیم تا به هیچ شخصی «توهین» نشود؟ آیا چنین چیزی امکان پذیر است که انتظار داشته باشیم در جامعه ای با هزاران و بلکه میلیونها طرز فکر مختلف همه از نظر بقیه خوششان بیاید؟ آیا اگر کسی گفت که نویسنده مورد علاقه من بی استعداد است به من و عقیده من توهین شده؟

باید توجه داشت که اگر برای آزادی بیان تبصره در نطر گرفتیم عملا آن را از بین بردیم چرا که هر حاکمیتی با توجه به منافع خود از تبصره سو استفاده مورد نظر خود را خواهد کرد تا در نهایت صدای مخالف را خفه کند.

آزادی بیان و دموکراسی منجر به آزادیهای سیاسی و اجتماعی هستند که جامعه را به سوی تحمل عقیده مخالف سوق دهند، نه به سوی احترام به عقاید دیگران. به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید در کشوری اروپایی یا در آمریکای شمالی در روز تولد مسیح یا هر یک از اعیاد مذهبی با تابلو و پلاکارد انواع و اقسام «توهین» ها رو به عیسی مسیح نزدیک یک کلیسای شلوغ به نمایش بگذارید، و در بلندگو انواع «توهین» ها رو به مسیح روا دارید. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ احتمالا هیچ. و کسانی که به شما توجه خواهند کرد انگشت شمار خواهند بود. نه اینکه از کار شما خوششان بیاید، بلکه به علت صدها سال تمرین برای تحمل عقیده مخالف از رنسانس تا حال به این باور رسیده اند که شما حق دارید هر چه خواستید بگویید و آنها حق ندارند این حق آزادی شما را به هیچ بهانه ای سلب کنند.

حال فرض کنید که شبیه این سناریو را در نزدیکی مسجد یا حسینیه یا … در یک کشور جهان سوم اجرا کنید. آیا کار تا رسیدن ماموران پلیس یا حکومت به درازا می انجامد یا اینکه توسط هموطنان خود در چند ثانیه سلاخی میشوید؟ این دقیقا به علت عدم وجود تحمل عقیده مخالف و انتظار خودخواهانه احترام به عقاید است.

در پایان باز هم اشاره میکنم که برای آزادی واقعی نیاز به آزادی بیان واقعی و بدون تبصره خواهیم داشت که چیزی نیست جز تحمل عقیده مخالف و نه احترام به عقاید دیگران. و ما تا زمانی که تعاریف غلط و بی مفهوم از آزادی و دموکراسی ارائه کنیم به آزادی نخواهیم رسید.