۱۳۹۴ مهر ۲۸, سه‌شنبه

آزادی بیان و دموکراسی چیست؟

احتمال اینکه با شنیدن کلماتی مانند «آزادی بیان» و یا «دموکراسی» ناخودآگاه به یاد تعریف آخوندی و جهان سومی آن یعنی  احترام به حقوق دیگران  بیفتید زیاد است. یا اینکه ممکن است از بعضی هموطنان مبارز شنیده باشید دموکراسی یعنی هر کسی خواست نمازش رو بخونه هر کسی هم خواست بره مشروب بخوره و… از این قبیل تعاریف اشتباه.

در این نوشته سعی دارم کمی در مورد معانی جهانی و واقعی این دو کلمه توضیح بدم و اینکه اصولا چرا آزادی بیان به هیچ عنوانی تبصره پذیر نبوده و نخواهد بود.

کلمه دموکراسی که تشکیل شده از «دمو» به معنای مردم و «کراسی» به معنای سیستم یا دولت یا اداره میباشد و هیچگونه ربطی به آزادی بیان نداشته و تنها به این معنیست که اکثریت مردم  یک جامعه به وسیله رای قوانین و سیاستهای جامعه رو تعیین میکنند.

و اما کلمه آزادی یا آزادی بیان که در جوامع پیشرفته و مدرن همراه با دموکراسی و جزئی از آن به شمار میرود یک تعریف بیشتر ندارد و بسته به قانون اساسی کشورهای مختلف تا حدودی متفاوت هست ولی یک تعریف نسبتا مشترک بین تمام جوامع بشری متمدن چیزی شبیه به این میباشد: هر شخص آزاد است تا به وسیله قلم یا شفاها هر گونه نظری در هر مورد و به هر شکل بیان کند.

همانطور که توجه میکنید، در این تعریف عناصر محدود کننده به صورت تبصره جایی ندارند. حال تصور کنید که به تعریف بالا این عبارت رو اضافه کنیم: تا زمانی که به عقیده دیگران توهین نشود.

حال اگر بپذیریم که این تعریف آزادی بیان است، چه کسی باید تعیین کند که توهین صورت گرفته و یا صورت نگرفته؟ شخص گوینده، شنونده و یا حاکمیت؟ آیا عملا امکان دارد که حق آزادی بیان را به رسمیت بشناسیم و در عین حال انتظار داشته باشیم تا به هیچ شخصی «توهین» نشود؟ آیا چنین چیزی امکان پذیر است که انتظار داشته باشیم در جامعه ای با هزاران و بلکه میلیونها طرز فکر مختلف همه از نظر بقیه خوششان بیاید؟ آیا اگر کسی گفت که نویسنده مورد علاقه من بی استعداد است به من و عقیده من توهین شده؟

باید توجه داشت که اگر برای آزادی بیان تبصره در نطر گرفتیم عملا آن را از بین بردیم چرا که هر حاکمیتی با توجه به منافع خود از تبصره سو استفاده مورد نظر خود را خواهد کرد تا در نهایت صدای مخالف را خفه کند.

آزادی بیان و دموکراسی منجر به آزادیهای سیاسی و اجتماعی هستند که جامعه را به سوی تحمل عقیده مخالف سوق دهند، نه به سوی احترام به عقاید دیگران. به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید در کشوری اروپایی یا در آمریکای شمالی در روز تولد مسیح یا هر یک از اعیاد مذهبی با تابلو و پلاکارد انواع و اقسام «توهین» ها رو به عیسی مسیح نزدیک یک کلیسای شلوغ به نمایش بگذارید، و در بلندگو انواع «توهین» ها رو به مسیح روا دارید. چه اتفاقی خواهد افتاد؟ احتمالا هیچ. و کسانی که به شما توجه خواهند کرد انگشت شمار خواهند بود. نه اینکه از کار شما خوششان بیاید، بلکه به علت صدها سال تمرین برای تحمل عقیده مخالف از رنسانس تا حال به این باور رسیده اند که شما حق دارید هر چه خواستید بگویید و آنها حق ندارند این حق آزادی شما را به هیچ بهانه ای سلب کنند.

حال فرض کنید که شبیه این سناریو را در نزدیکی مسجد یا حسینیه یا … در یک کشور جهان سوم اجرا کنید. آیا کار تا رسیدن ماموران پلیس یا حکومت به درازا می انجامد یا اینکه توسط هموطنان خود در چند ثانیه سلاخی میشوید؟ این دقیقا به علت عدم وجود تحمل عقیده مخالف و انتظار خودخواهانه احترام به عقاید است.

در پایان باز هم اشاره میکنم که برای آزادی واقعی نیاز به آزادی بیان واقعی و بدون تبصره خواهیم داشت که چیزی نیست جز تحمل عقیده مخالف و نه احترام به عقاید دیگران. و ما تا زمانی که تعاریف غلط و بی مفهوم از آزادی و دموکراسی ارائه کنیم به آزادی نخواهیم رسید.






هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر